السيد حامد النقوي
572
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
الدّين سهارنپورى و « سبحة المرجان » و « تسلية الفؤاد » غلام على آزاد بلگرامى و « إيضاح لطافة المقال » و « غرّة الرّاشدين » فاضل رشيد و « إزالة الغين » مولوى حيدر على معاصر و « أبجد العلوم » مولوى صديق حسن خان معاصر ؛ واضح و آشكارست . در اين جا اكتفا بر بعض عبارات مىرود . شيخ عبد الحق دهلوى در « أخبار الأخيار » گفته : [ قاضى شهاب الدّين دولتآبادي . شهرت أوصافش مغنيست از شرح آن ، اگر چه در زمان او دانشمندان بودهاند كه استادان و شريكان او بوده ، أمّا شهرت و قبول كه حقّ تعالى او را عطا كرد هيچكس را از أهل زمان او نكرد . از تصنيفات او يكى « حواشى كافيه » است كه در لطافت و متانت بيعديل واقع شده و هم در حيات او مشهور عالم گشته ، و « ارشاد » در نحو كه در وى تمثيل در ضمن تعبير التزام نموده و ترتيب جديد اختيار فرموده است ، نيز متنى ست متين و بىنظير و قرين و « بديع البيان » نيز متنيست در علم بلاغت ، در آنجا مقيّد بسجع شده است . و « بحر موّاج » تفسير قرآن شريف كرده بعبارت فارسى ، در وى بيان تركيب و معنى فصل و وصل داده است و در آنجا نيز از براى سجع تكلّفى كرده است ، قابل اختصار و تنقيح و تهذيب ست . و بر « أصول بزدوى » تا بحث أمر نيز شرحى نوشته ، و كتب و رسائل ديگر نيز دارد فارسى و عربى . و رسالهء دارد در تقسيم علوم . و در صنائع نيز رساله فارسى دارد . و سليقه شعر نيز دارد ، و اين قطعهء او كه بيكى از ملوك در باب طلب جاريه نوشته است مشهورست : اين نفس خاكسار كه آتش سزاى اوست * پر باد گشت لائق بىآب كردنست ! يك كس چنان فرست كه پا بر سرم نهد * ريزد همه منّي و تكبّر كه در من ست ! وفات او در سنه ثمان [ 1 ] و أربعين و ثمان مائة و قبر او در شهر جونپورست . قاضى شهاب الدّين رسالهء دارد مسمّى به « مناقب السّادات » در آنجا داد عقيدت و محبّت
--> [ 1 ] الصحيح كما ضبط آزاد فى « سبحة المرجان » و « تسلية الفؤاد » انه توفى سنه تسع و اربعين و ثمان مائة ، فتنبه ( 12 . ن )